مکتب باوهاوس
معماری باوهاس

باهاوس؛ مدرسه‌ای که یک سبک معماری شد

باهاوس نام یک مکتب معماری است که از نام مدرسه هنر و معماری باهاوس در آلمان گرفته شده است. این مدرسه معماری که از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ فعالیت می کرده است، پیشگام مدرنیسم در معماری بود و دستاوردهای آن هنوز نیز در رشته‌های هنر و معماری به دانشجویان تدریس می‌شود. ساختمان و کارگاه‌های این مدرسه در دو شهر دسائو و وایمار آلمان از سال ۱۹۹۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.






باهاوسمدرسه معماری باهاوس که در زبان آلمانی به معنی «خانه معماری» است، در دوران فعالیت چهارده ساله خود در آلمان، در سه شهر مختلف و تحت نظر سه آرشیتکت بزرگ که مدیریت باهاوس را نیز بر عهده داشته‌اند، فعالیت کرده است. این مدرسه ابتدا از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵ در شهر وایمار، سپس از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲ در دسائو و بالاخره از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳، یعنی زمانی که این مدرسه به دستور حکومت نازی آلمان تعطیل شد، در برلین فعالیت می‌کرد. مدیریت این مدرسه نیز به ترتیب بر عهده والتر گروپیوس (۱۹۱۹ تا ۱۹۲۸)، هانیس مه یر (۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰) و میس وان دروهه (۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳) بود.

باهاوس در سال ۱۹۱۹ توسط والتر گروپیوس در شهر سنتی و قدیمی وایمار تأسیس شد. هدف اولیه از تأسیس مدرسه باهاوس، ایجاد مکانی بود که ترکیبی از مدارس معماری، صنایع دستی (چون نجاری، آهنگری و...) و آکادمی هنری بود.

گروپیوس اعتقاد داشت که با پایان جنگ جهانی اول، دوره جدیدی از تاریخ آغاز شده است و قصد داشت در مدرسه باهاوس، سبک معماری جدیدی را که بازتابی از این دوران باشد، به وجود بیاورد. به اعتقاد گروپیوس، این سبک معماری که می‌شد اصول آن را به تمام کالاهای مصرفی تعمیم داد، باید ارزان، کارکردگرا و سازگار با تولید انبوه می‌بود. گروپیوس برای دستیابی به این هدف، می‌خواست هنرمندان و صنعت گران را با هم متحد کند تا به محصولی کارکردی و قابل استفاده، و در عین حال با ارزش از لحاظ هنری، دست یابد. این ایده در بیانیه افتتاحیه مدرسه باهاوس به خوبی مشخص است: «ما در پی آنیم که جامعه تازه‌ای از هنرمندان پدید آوریم تا در میان آن‌ها دیگر تعصب حرفه‌ای که اکنون چون دیواری بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا می‌سازد، وجود نداشته باشد.»

برنامه ریزان مدرسه باهاوس هنرهای زیبا را از صنایع دستی کاربردی ممتاز و متفاوت نمی دانستند و بر این باور بودند که هنر و معماری مدرن باید پاسخگوی نیازها و اقتضائات جامعه صنعتی مدرن باشد و طراحی خوب باید از عهده آزمون‌های زیباشناختی و مهندسی برآید. ویژگی عمده سبک باهاوس تکیه هر چه بیشتر بر کارکردگرایی، بهره گیری بهینه از خواص مواد و مصالح صنعتی، احتراز از تزئینات تجملی در نمای ساختمان‌ها و فراورده‌های صنعتی بود. دستیابی به نوعی هماهنگی بین ضرورت‌های کارکردی و کیفیت زیباشناختی، خوش ساختی و خوش ترکیبی محصولات صنعتی از دیگر اهداف موسسان مدرسه باهاوس بود.






استادان باهاوس بر روی بام باهاوس در دسائو

برای دیدن نام هر استاد، نشانگر ماوس را روی تصویر آن فرد نگه دارید

استادان باهاوس به شاگردان خود یاد می‌دادند که همه چیز را بر مبنای نیازها طراحی کنند و از هیچ عنصری که فاقد کارکرد باشد و تنها جنبه زیباشناسانه داشته باشد استفاده نکنند. در مدرسه باهاوس تاریخ معماری جایی میان دروس دانشجویان نداشتند، چرا که در باهاوس قرار بود همه چیز بر مبنای اصول اولیه معماری و بدون توجه به آثار گذشتگان ساخته شود.

باهاوس در ابتدا برای تأمین بودجه خود به سوبسیدی که از جمهوری وایمار می‌گرفت وابسته بود. اما بعد از ایجاد تغییراتی در حکومت محلی وایمار، این مدرسه در سال ۱۹۲۵ به شهر دسائو که بافت صنعتی و شهری بیشتری داشت و با ایده‌های مدرن مدرسهٔ باهاوس هم خوان بود، منتقل شد. پس از انتقال مدرسه باهاوس به دسائو، بخش طراحی صنعتی این مدرسه که مشکل کمتری با حکومت محافظه کار محلی داشتند، در وایمار باقی‌ماندند. مدرسه طراحی صنعتی باهاوس بعدها نام خود را به دانشکده فنی معماری و مهندسی عمران تغییر داد و از سال ۱۹۹۶ به بعد نیز به نام دانشکده باهاوس آلمان خوانده می‌شود.

در سال ۱۹۲۷ سبک باهاوس و آثار آرشیتکت های مشهور آن نمایشگاه معماری اشتوتگارت را که با موضوع خانه سازی برگزار می‌شد، به شدت تحت تأثیر خود قرار داد. پس از گروپیوس، مدیریت باهاوس را هانس مه یر و سپس میز وان دروهه به عهده گرفتند. با قدرت رسیدن رژیم نازی‌ها در آلمان و افزایش فشار سیاسی بر این مدرسه، باهاوس در سال ۱۹۳۳ تعطیل شد. حزب نازی و دیگر گروه‌های فاشیستی آلمان از ابتدا با فعالیت مدرسه باهاوس مخالف بودند و آن را سنگر کمونیسم می‌دانستند. نویسندگان نازی چون ویلهلم فریک و آلفرد روزنبرگ نیز در نوشته‌هاشان باهاوس را «غیرآلمانی» می‌نامیدند و سبک مدرن آن را به باد انتقاد می‌گرفتند. در واقع باهاوس یکی از مظاهر «هنر منحط» بود که هیتلر و حزب نازی آلمان کمر به نابودی آن بسته بودند.

از جمله مهم ترین ساختمان‌ها و آثاری که در طول فعالیت مدرسه باهاوس عمدتاً به دست استادان و مدیران مدرسه ساخته شد می‌توان به عمارت سامرفیلد و خانه اوته در برلین، خانه اوئرباخ در یانا و برج تریبیون در شیکاگو (که مدرسه باهاوس پس از برنده شدن در یک مسابقه بین‌المللی طراحی آن را بر عهده گرفت) اشاره کرد. اما مهم ترین بنایی که سبک معماری باهاوس در این دوره در آن متجلی شده است، ساختمان خود مدرسه در دسائو است که توسط والتر گروپیوس، مدیر وقت باهاوس، طراحی شده است.

پس از به قدرت رسیدن نازی‌ها و تعطیلی مدرسه باهاوس، مدیران و استادان مدرسه که همه از معماران طراز اول آن زمان بودند، به کشورهای مختلف در اروپای غربی، آمریکا و همچنین اسرائیل مهاجرت کردند. همچنین شماری از معماران باهاوس که به شیکاگو رفته بودند، باهاوس جدید را در این شهر تأسیس کردند و به تربیت معماران جوان ادامه دادند.

این مسئله کمک قابل توجهی به ترویج سبک معماری باهاوس در سراسر جهان کرد و آن را به گفتمان مسلط در معماری و طراحی صنعتی مدرن تبدیل کرد، چنان که این مکتب هنری امروز نیز همچنان نفوذ جهانی خود را حفظ کرده است.





شیوه معماری شیکاگو

شیوه معماری شیکاگو یا مکتب معماری شیکاگو (به انگلیسی: The Chicago School of Architecture) نوعی شیوه معماری است که در بین سالهای ۱۸۸۰-۱۹۱۰ در آمریکا توسط یک گروه معمار برجسته در شیکاگو رواج یافت.

شهرت این گروه ساختن بناهای مرتفع بود که در جهان تا آن زمان دیده نشده بود.
روش های طراحی، اجرایی و اصول نظری معماران مکتب شیکاگو

- استفاده از اسکلت فولادی برای ساختار کل بنا

- نمایش ساختار بنا در نمای ساختمان

- عدم تقلید از سبک های گذشته

- استفاده بسیار انک از تزئینات

- استفاده از پنجره های عریض که کل دهانه بین ستون ها را می پوشاندند.

از مشاهیر این گروه می‌توان به معماران زیر اشاره کرد:

لوئیس سالیوان
دانیل برنهم
جان روت
ویلیام لوبارون جنی
ویلیام هولابرد
W.B. Mundie

شرکت آدلر و سالیوان شرکت مهم در مکتب شیکاگو محسوب می شد. لویی سالیوان معروف ترین معمار این سبک، یکی از مدیران این شرکت بود. وی مدتی محدود و به صورت ناتمام در دانشگاه ام ای تی در بوستون و در مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس تحصیل کرد. سالیوان ساختمان های بلند مرتبه متعددی در شیکاگو، نیویورک، سنت لوئیس و بوفالو در چارچوب مکتب شیکاگو طراحی نمود. وی برای اولین بار شعار فرم تابع عملکرد را که از شعارهای محوری معماری مدرن است، مطرح کرد. وی از تزئینات به صورت محدود بر روی ساختمان های خود استفاده کرد و در این زمینه تحت تاثیر نهضت هنر نو در اروپا بود. ولی در کتاب خود به نام صحبت های کودکستانی 1901 استفاده از هر گونه تزئینات در ساختمان را رد کرده بود.

برخی مکتب شیکاگو را به دو قسمت متقدم و متاخر تقسیم کرده‌اند.







معماری هندی

نخسین فرهنگ بزرگ هند در هزاره سوم پ.م در اطراف بخش علیای دره سند متمرکز شده بود.

موهنجودارو و هاراپا در پاکستان امروزی از مناطق اصلی گسترش این فرهنگ بود. هنر هند تا ورود اقوام اریایی به ان سرزمین به صورت ممتد ادامه داشت و در زمینه های گوناگون، پیشرفت قابل توجهی نموده بودند هجوم های اریاییان را که در حدود ۱۸۰۰ سال پ.م اغاز شد ، می توان علت بروز گسست در هنر هندی دانست( گاردنر،۱۳۷۰ : ۶۸۲ )





معماری ایرانی

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد می‌رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.





ویژگی‌های معماری ایرانی

در معماری ایرانی، با وجود خصایلی چون تناسب و زیبایی سر درها وگنبدها و ایوان‌ها خصلتی که بیشتر شایستهٔ بررسی است گوهر معماری ایرانی و منطق ریاضی و عرفانی آن است. درونگرایی و گرایش معماران ایرانی به سوی حیاط‌ها، پادیاوها، گودال باغچه‌ها، هشتی‌ها و کلاه فرنگی‌ها که شبستان‌ها را گرداگرد خود گرفته است، از دیرباز جزء منطق ایرانی بوده است.

پیش از این که تخت جمشید ساخته شود، صدها ایوان و شبستان با ستون‌های چوبی و سنگی در سراسر جهان متمدن آن روز ساخته شده بود، ولی نخستین بار در تخت جمشید می‌بینیم که ستون‌ها تا آخرین حد ممکن از هم فاصله گرفته‌اند با این که در بعضی از معابد کهن خارج از ایران (مثلاً مصر) فاصلهٔ دو ستون چیزی نظیر قطر آن‌ها بلکه اندکی کمتر است.

معمار ایرانی توانست وسیع ترین دهانه‌ها را با کست افزود پیمون‌ها به وجود بیاورد و آرایش‌های گوناگون و سرگرم‌کننده خلق کند؛ به گونه‌ای که ساختمان دو اشکوب به اندازه‌ای از هم دور شده که گویی اشکوب زیری بعدها بر آن افزوده شده است.

از امتیازات معماری ایرانی این است که هرگز از مکان هندسی همگن برای پوشش استفاده نشده و از اصطلاحات و نام قوس‌ها و طاق‌ها و گنبدها در زبان فارسی پیداست که بیشتر به شکل بیضی و تخم مرغ و بات (بیز) توجه داشته‌اند.





ضرورت پیمون در معماری ایرانی

پیمون نه تنها در نقشه و اندازهٔ پایه‌ها و ستون‌ها در عرض و طول اتاق‌ها و راهروها اثر دارد، بلکه حالت در و پنجره و نسبت بین آن‌ها را نیز معین می‌کند و پس از همه در پوشش درگاه‌ها، ایوان‌ها، طاق‌ها و گنبد خانه‌ها تاثیر دارد. این تاثیر آن جا آشکار می‌گردد که معمار ایرانی می‌تواند با تضمین کافی با کاربرد پیمون کست افزود، طرح و محاسبه و اجرای آن را در آن واحد انجام دهد؛ بدون این که نا استواری به وجود بیاید.





سبک‌شناسی معماری ایران
پیش از اسلام

شیوه پارسی تا سده چهارم پیش از میلاد، شامل:
شیوه پیش پارسی تا سده هشتم پیش از میلاد، مثال چغازنبیل
شیوه مادی سده هشتم تا ششم پیش از میلاد
هخامنشیان سده ششم تا سده چهارم پیش از میلاد، که ظهور آن در شهرهای دیدنی که برای مدیریت و سکونت استفاده شد (همانند تخت جمشید، شوش، اکباتان)، (معبدهایی که برای عبادت و همایشهای اجتماعی ساخته شده‌اند (همانند معابد زرتشتی)، و آرامگاههایی که برای احترام به پادشاهان منقرض شده استفاده شده است (همانند آرامگاه کوروش کبیر)
شیوه پارتی سده چهارم پیش از میلاد تا صدر اسلام،که شامل طرحهای زیر میشود:
دوره سلوکیان شامل معبد آناهیتا، ستونهای خورهه
اشکانیان ارگ کهن نسا
ساسانیان مثال: قلعه دختر، طاق کسری، بیشاپور





پس از اسلام

شیوه خراسانی (صفاریان، طاهریان، غزنویان و...) از ابتدای قرن چهارم هجری شمسی تا پایان قرن چهارم؛ مثال:مسجد جامع نائین، مسجد جامع اصفهان
شیوه رازی قرن پنجم تا اول قرن هفتم (قرن یازده میلادی تا حمله مغول) که شامل روشها و ابزارهای دوره های زیر میشود:
سامانیان: مثال: آرامگاه اسماعیل سامانی
غزنویان مثال: برج گنبد قابوس
سلجوقیان برج‌های خراقان
خوارزمشاهیان
شیوه آذری (ایلخانیان و تیموریان) از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم، مثالها: سلطانیه، ارگ تبریز، مسجد جامع ورامین، مسجد گوهرشاد، مسجد بی‌بی خانم در سمرقند، مقبره عبدالصمد اصفهانی، گور امیر، مسجد جامع یزد، منارجنبان
شیوه اصفهانی (صفویان، افشاریه، زندیه و قاجاریه) از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه؛ مثالچهل ستون، عالی قاپو، مسجد آقابزرگ، کاشان، مسجد شاه، مسجد شیخ لطف الله،
معماری معاصر (پهلوی، بعد از انقلاب ۱۳۵۷) از اواسط دوره قاجاریه تا کنون

از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوهٔ دیگر مربوط به دوره اسلامی می‌باشد. غربی‌ها برای شیوه‌های اسلامی نام‌هایی را به کار می‌برند مانند شیوه‌های اموی و عباسی.





معماری کلاسیک
معماری کلاسیک گونه‌ای از معماری است که از عناصر برگرفته از معماری دوران کلاسیک روم و یونان تشکیل شده است. سبک‌های معماری زیادی از معماری کلاسیک الهام گرفته‌اند و این مساله باعث شکل گیری باززنده سازی‌هایی مثل معماری نئوکلاسیک از میانه قرن ۱۹ و باززنده سازی یونانی قرن ۲۰ شد. اکثر سبک‌های معماری که پس از رنسانس در اروپا‌زاده شده‌اند می‌توانند معماری کلاسیک محسوب شوند. این تعبیر گسترده از این اصطلاح توسط جان سامرسون در کتاب زبان کلاسیک معماری به کار گرفته شده است. عناصر معماری کلاسیک در زمینه‌های معمارانه متفاوتی نسبت به زادگاه اصلیشان به کار گرفته شده‌اند. شیوه‌های کلاسیک – دوریک، یونیک و کرنتین - که در معماری سبک گرای قرن ۵ پیش از میلاد یونان معنی دارند در معماری قرن اول گال‌ها دوباره به کار گرفته می‌شوند و از آن زمان بار‌ها و بار‌ها تجدید شده‌اند.





هنر آشوری

هنر آشوری دوره‌ای در تاریخ هنر است که در آن اهمیت نقش برجسته‌ها بیشتر شد، یکی از دلایل این امر آن بود که آشوریان قومی شمالی بودند و سنگ آنجا بیشتر یافت می‌شد. با این حال از آشور اغلب نقش برجسته باقی مانده است و تنها یک مجسمه. آثار دورهٔ آشور هم حالتی اسطوره‌ای دارند و هم حالتی زمینی و به قدرت پادشاهان می‌پردازند. صحنه‌های نبرد و جنگ در این دوره مشاهده می‌شود و نقش برجسته‌ها بسیار شلوغ هستند.





تاریخچه

آشوریان در نزدیکی شهر موصل امروزی، در کنار رود دجله، ساکن بودند و پیش از این که به قدرتی مستقل برسند، تابع دولت میتانی بودند. هنر آشوریان را از جنبه‌های مختلف می‌توان متاثر از هنر بابلی دانست اما آشوریان که از جایی دیگر آمده و در شمال بین‌النهرین مستقر شده بودند، عناصری از فرهنگ پیشین خود را با فرهنگ و هنر بابلی در آمیختند. از حدود ۱۵۰۰ ق. م. تولید آثار هنر مستقلآشوری آغاز و تا ۶۱۲ ق. م. ادامه داشت؛ اتمام این تولیدات به دلیل نابودی این حکومت و فرو ریختن دژهای شهر نینوا -پایتخت پادشاهی آشور- بود. آشوریان با ساکنان سوریه باستان و کوه نشینان نواحی شرقی تر خویشاوندی داشتند، و علاوه بر این مواد و مصالحی چون سنگ و عاج فیل در اختیارشان بود که بابلی‌ها از آن بی بهره بودند.





آثار هنری برجسته آشوری

نقش برجستهٔ موجودی اساطیری بالدار با سر عقاب در مقابل درخت مقدس (قرن ۹ ق. م)
مجسمهٔ آشور نزیرپال دوم (قرن ۹ ق. م)
نقش برجستهٔ ساراگون دوم آشوری (قرن ۸ ق. م)
زیگورات خرساباد در دوران ساراگون (۷۰۶ ق. م)
نقش برجسته گاو بالدار با سر انسان (۷۲۰ ق. م)
نقش برجستهٔ ماده شیر محتضر در نینوا (۶۵۰ ق. م)
نقش برجستهٔ آشور بانیپال در حال شکار شیر (۶۵۰ ق. م).






نقش برجسته‌های آشوری

از شاخص ترین آثار آشوری می‌توان به نقش برجسته‌ها اشاره کرد که روایتگری ویژگی بارز این آثار است. هنرمندان آشوری نقوش حجاری را چون دیوارنگاره رنگ می‌کردند و صحنه‌های جنگ، شکار و مراسم مذهبی را با تاکید بر حضور مقتدرانه شاه نشان می‌دادند. محاصرهٔ شهر و قلعه دشمنان نیز از جمله موضوع‌های متداول در این گونه هنر آشوری است. در این صحنه‌ها تجهیزات و تدابیر جنگی و شجاعت سپاهیان آشوری با دقت بسیار تجسم یافته‌اند. از جمله این نقش برجسته‌ها می‌توان به نقش برجستهٔ "آشور بانیپال دوم در حال جنگ" که مربوط به حدود سال ۸۷۵ ق. م. است و از نیمرود به دست آماده اشاره کنیم.هنرمندان آشوری در بازنمایی حیوانات -به خصوص صحنه‌های شکار شیر- توانایی بسیاری داشتند و حالت‌های گریز و ستیز و مرگ حیوانات را بادقت و واقعگرایانه به تصویر می‌کشیدند؛ مثل نقش برجستهٔ "شیر محتضر"، حدود۶۵۰ ق. م، مکشوف در نینوا. در نقش برجسته‌های آشوری انسان بر خلاف حیوانات بسیار خشک و رسمی دیده می‌شود و عموما سر و پاها از دید جانبی و بدن از دید روبرو ترسیم می‌گردد.





مجسمه‌های آشوری

پیکر شاه همواره در مرکز ترکیب بندی قرار دارد تا توجه بیننده را بیش از هر چیز دیگر به او جلب کند. رویدادهای اصلی در پیش زمینه وسیع و رویدادهای فرعی در پس زمینه، کوچکتر و درون نواره‌های بالای صحنه اصلی قرار می‌گیرند. گاهی نیز برای نمایش عمق صحنه، زمین به طور قائم و پیکره‌ها و اشیا در وضع طبیعی نشان داده شده‌اند. در میان مجسمه‌های مذهبی آشوری، شیرها و گاوهای بالدار با اندازهٔ بزرگ و سر انسان از همه جالب ترند. این مجسمه‌ها چون پیکره‌های محافظ در جلوی دروازه‌های اصلی کاخ شاهی قرار می‌گرفتند. کارکرد این مجسمه‌ها گرامی داشتن مقدم شاه و راندن نیروهای شر بود؛ مثل "گاو بالدار با سر انسان" مربوط به حدود ۷۲۰ ق. م. ، مکشوف در نا حیهٔ خرساباد. این پیکره‌ها صورت آمیخته‌ای در نقش برجسته و مجسمهٔ همه جانبی دارند؛ در واقع جانوران دارای ۵ پا هستند. به همین دلیل از روبرو ایستاا به نظر می‌آیند و از دید جانبی در حال حرکت. آشوریان سنت مجسمه‌های نگهبان را احتمالا از آثار حتیان -که دروازهٔ بغازکوی در ترکیه نمونه بارز آن است- اقتباس کرده بودند.





اشیا به دست آمده از نیمرود

اشیایی تجملی و زینتی شامل مفرغ‌ها و عاج‌های منقوش در ناحیهٔ نیمرود پیدا شده‌اند که شاید نتوان آن‌ها را در زمرهٔ آثار هنری آشوری به شمار آورد. آن‌ها را معمولا صنعتگران آرامی و فنیقی به تقلید از شیوه‌های رایج، خصوصا سبک مصری، می‌ساختند. آشور، هم از راه کشور گشایی و هم از راه خرید، به این اشیای گرانبها دست می‌یافت. کیفیت ساخت این اشیا یکسان نیست و نقشمایه‌های بیگانه‌ای در آن‌ها به کار رفته که باعث شده گاهی معنای اصلیشان را از دست بدهند و فقط کارکرد تزیینی داشته باشند.





معماری رومی‌وار

معماری رومی‌وار یا رومانِسک، سبک معماری اروپائی است که در نیمهٔ سده ۱۱ به وجود آمد و در سدهٔ دوازدهم رفته رفته کنار گذاشته شد.

معماری رومانسک اصطلاحی است که جهت تشریح موضوعی از اروپا که معماری را در اواخر قرن ۱۰ تحت تأثیر قرار داد و در روش گوتیک دخالت خود در طول قرن ۱۲. روش رومانسیک در انگلستان بصورت سنتی‌تری به نام معماری نورمان خوانده شد. معماری رومانسیک با کیفیت توده‌ای آن، دیوارهای ضخیمش، طاقهای گردش، پایه‌ها محکم، تاقهای فنری برجهای بزرگ و دالانهای تزئین شده‌اش شناخته شده‌است. هر ساختمانی شکل واضحی را نشان می‌دهد و به ندرت دارای نقشه‌های معمولی متقارن هستند بنابراین نمای کلّی آنها نسبت به ساختمانهای گوتیک که دنبالروش است ساده‌تر به نظر می‌رسد. این روش درست در طول اروپا قابل تشخیص است علیرغم خصوصیات علی و مواد مصرفی متفاوت. اگر چه قلعه‌های زیادی دراین دوره وجود داشت اما آنها قابل قیاس با کلیساهای غیرقابل شمارش که بهترین آنها کلیساهای صومعه بود نیستند بیشتر آنها هنوز موجودند که بیش کامل و به ندرت قابل استفاده. کاندرال زیر، چپ و کلیسای گوتیک بانوی ما رومانسیک ابتدا بوسیله چارلز و می‌گرویل باستان‌شناس بکار رفت او در اوایل قرن ۱۹ جهت تشریح معماری اروپای غربی از قرن ۳الی ۵ زمانی که تاریخ بیشتر ساختمانها مشخص نبود به کاربرد بنابراین شرح آن قابل اثبات نیست. این اصطلاح در حال حاضر برای دوران محدودتری از اواخر قرن ۱۰ قرن ۱۲ به کار می‌رود. لغت جهت توضیح روشی به کار می‌رود که قرون وسطایی شناخته شده و دلالت بر گوتیک دارد هنوز طاقهای رومی را در خود دارد و بنابراین به نظر می‌رسد ادامه پشت روم باشد البته خیلی ساده‌تر و نوعی با تکنیکهای حاذقانه کمتر است. اصطلاح پیش- رومانسیک بعضی مواقع به معماری آلمان در دوران کارولینگیان و اوتانیان اطلاق می‌شود در حالیکه رومانسیک اولیه به ساختمانهای ایتالیائی، اسپانیائی و قسمتی از فرانسه که خصوصیات رومانسیک دارند اما از لحاظ زمانی به دوران ماقبل صومعه کلانی می‌رسند گفته می‌شود. تاریخ بامبورگ کاتدرال مطلبی مجزا از تعداد زیادی از کلیساهای بزرگ رومانسیک از سنت آلمان ارائه داده‌است.

پایه، اساس معماری رومانسیک یک روش متمایز بود که در سطح اروپا از زمان امپراطوری رومان انتشار یافت علیرغم نقش هنر تاریخی قرن نوزدهم که معماری رومانسیک ادامه‌ای از رومان بود در حقیقت تکنیکهای ساختمان‌سازی رومان با آجر و سنگ به شدت در بیشتر قسمتهای اروپا از بین رفته بود و دربیشتر کشورهای شمالی اصلاً پذیرفته نشده بود مگر در ساختمانهای اداری در حالیکه در اسکاندیناوی اصلاً شناخته نشود.

مدت زمان کمی پس از آخن کاتدرال دستنویس‌های قابل ملاحظه‌ای از قرن ۹ وجود دارد که نشان دهنده نقشه ساختمان صومعه اس تی گان در سوئیس است نقشه‌ای با تمام جزئیات است با دیرنشین‌های مختلف و سطوح عملکرد آنها. بزرگترین ساختمان کلیسا است که نقشه آن بطور متمایزی آلمانی است. دارای دو برآمدگی در دو انتهایش است همچنین سازماندهی که دارد عموماً درجای دیگری دیده نمی‌شود. خصوصیت دیگر کلیسا تقسیم‌بندی منظم، نقشهٔ گرد برج صلیب است که مقیاسی است برای تمام نقشه. این خصوصیات هر دو در رومانسیک پیشین کلیسای مایکلز، هیلدشایم دیده می‌شود ۱۰۳۰-۱۰۰۱. معماری روش رومانسیک به طور هم زمان در شمال ایتالیا، قسمتهایی از فرانسه و پنسیلوانیای ایبریایی در قرن دهم و قبل ازتأثیرگذاری صومعه‌های کلونی گسترش یافت. این روش را بعضی مواقع رومانسیک اولیه یا لامبارت رومانسیک می‌نامیوند که خصوصیات آن: دیوارهای ضخیم، فقدان مجسمه و وجود طاقهای تزئینی ریتمیک به عنوان کمربند لامبارت شناخته شده‌است.

سیاست کاتدرال ساینت فرانت، پری جوکس، فرانسه دارای پنج گنبد شبیه کلیسای بیزانتین می‌باشد اما با ساختمان رومانسیک. چارل ماگنی بوسیله پاپ در روز کریسمس در سال ۸۰۰ بعد از میلاد در پیترز با سیلیکا بوسیله پاپ تاج‌گذاری شد به این منظور که امپراطوری روم غربی قدیم را بازسازی نماید. روند سیاسی چارل ماگنی ادامه یافت تا زمانیکه بیشتر اروپا را تحت سیطره خود قرار داد. همراه با ورود تدریجی ایالت سیاسی مجزا که در حقیقت به ملتها جوش خورده بودند. چه بوسیله وفاداران یا شکست خوردگان، پادشاهی آلمان به امپراطوری مقدس روم خاتمه داد. تصرف انگلیس بوسیله ویلیام، دوک نرماندی در هر بر ۱۰۶۶ باعث اتحاد آن کشور شد همچنین اتحاد ساختمان قلعه‌ها و کلیساها که باعث استحکام حضور نورمن گردید. در آن زمان هنگامیکه ساختمانهای به جا مانده از امپراطور روم قبلی روبه انحطاط نهاد و آموزش‌ها و صنعت آن ناپدید گردید ساختمانهای گنبدهای آجری و حکاکی‌های معماری تزئینی بدون تنزل با تمام جزئیات ادامه یافت. اگر چه به شکل عظیمی تا سقوط روم در امپراطوری مستحکم بیزانتین بدون تنزل ادامه یافت. کلیساهای گنبددار استانبول و اروپای شرقی معماری شهرهای معینی را تحت تأثیر قرار دادند. بخصوص از طریق تجارت و جنگهای صلیبی. قابل ملاحظه‌ترین ساختمان، مارکز باسیلیکا، ونیز است اما تعداد زیادی نمونه‌ها با معروفیت کمتر وجود دارد. به خصوص در فرانسه مانند کلیسای سانیت، فرانت، پری گوکس و آنگولیم کاتدرال. بیشتر اروپا بوسیله فئودالیسم تحت تأثیر قرار گرفتند در فئودالیسم رعیت‌ها تصدی زمینهایی را که در آن کار می‌کردند درازای خدمات ارتشی از روسای محلی گرفتند. نتیجه آن این بود که می‌توان آنها را برتر نامید نه تنها در مشاجرت محلی بلکه جهت پیروی پادشاهان برای مسافرت در سطح اروپا به جهت جنگهای صلیبی اگر از آنها خواسته می‌شد. جنگهای صلیبی ۱۲۷۰-۱۰۹۵ باعث مهاجرت افراد زیادی شد و همراه با آنها عقاید و مهارتهای تجاری انتقال یافت به خصوص آنهایی که در ساخت استحکامات و کارهای فلزی جهت آماده‌سازی ارتش دخالت داشتند که این موارد جهت، ساخت و تزئین ساختمانها نیز به کار می‌رفت. مهاجرت مداوم مردم، رهبران، اشراف، اسقف‌ها، صنعتگران و رعایا عامل مهمی درایجاد تجانس روشهای ساختمان‌سازی و روش شناخته شده رومانسیک علیرغم تفاوتهای محلی بود. در کلیسای آندروز، کراکو، برجهای جفت در نقشه هشت ضلعی هستند و دارای گنبدهایی با روش دوران باروک می‌باشند.

مذهب در سطح اروپا در اواخر قرن یازده و قرن دوازده رشد بی‌سابقه‌ای در تعداد کلیساها دیده می‌شود. تعداد زیادی از این ساختمانها بزرگ و کوچک هنوز موجودند که شامل کلیساهای بسیار شناخته شده مانند سانارماریا در کاسمدین روم، باپتیستری در فلورانست و سان ژنوماگیوردر ورانو می‌باشد.





معماری صدر مسیحیت

معماری صدر مسیحیت را بطور کلی می‌توان به دو بخش بیش از ازکنستانتین (از سال 313-50 میلادی و پس از ازکنستانتین (از سال 314 تا سالسقوط امپراتوری)تقسیم نمود.دوره نخست را "دوره پیگرد" و دوره دوم را "دوره بازشناسی "میگویند. بطود کلی در بررسی معماری صدر مسیحیت میتوان دو نوع پلان عمده را تشخیص داد.

1-پلان باسیلیکایی که به عبارتی به کلیسای با پلان طولی نیز معروف است .
2-پلان مدور که به تقلید از پلانهای رومی در ساخت کلیسا رواج یافته است .

کلیسای سانتا ماریا دلفیوره (آرامگاه دختر کنستانتین):این بنا در اصل منضم به کلیسای رومی" سنت آنیس "در خارج شهربود.فضای داخلی به دو قسمت مشخص و متمایز تقسیم شده است.یکی تالار گرد و گنبددار مرکزی است که بوسیله ردیف پنجره زیر سقف روشنی می گیرد و در واقع به منزله شبستان کلیسای طولی (مستطیل شکل )است، و دیگری غلامگردشی با تاق گهواره ای استکه همچومن حلقه ای به دور تالار مرکزی قرار گرفته است.این یک نمونه پلان مدور میباشد. کلیسای مزار مقدس:انواع پلانهای مدور باسیلیکایی،طرحهای مرکزی و دواریکی برای جاودان ساختن کسی و دیگری به منظور تجمع ،نخستین به فرمی نسبتا ازهم گسسته در طرح بازسازی شده و کلیسای مزارمقدس مورد بررسی قرار گرفته است.از ساختمان این بنا که پیش از 333میلادی آغاز شده بوددر سال 613 میلادی تخریب شد1.این بنا باسیلیکایی نسبتا کوچک است که دهلیز سرگشاده کوچکی در ابتدای آن واقع شده است.در حیاط پشت باسیلیکا دو نقطه قابل احترام قرار دارد:یک صخره تصلیب در یک طرف و مزاری مقدس با پوششی از بنای گنبدی در عقب.





معماری روم شرقی
معماری در روم شرقی (بیزانس) تا قرن ششم میلادی تحت تاثیر مسیحیت آغازین بود،این هنر در قرن ششم میلادی با آغاز حکومت "ژوستی نیانوس"بوجود آمد او در هنر پروری همتای کنستانتین بود و آثاری را که وی مورد حمایت و تشویق قرار داد ،همه شکوه و عظمتی شاهانه داشتتا جایی که دوران فرامنروایی او رابه حق نخستین عصر طلایی هنر امپراتوری روم شرقی نام گذاری کرده اند.باید به این نکته اشاره نمودکه بهترین گنجینه یادگاری"نخستین عصر طلایی "1اکنون در خاک ایتالیا که در شهر راونا"کشف شده جلوگیری می کنند،نه در شهر کنستانتینوپل(استانبول)،شهر راونا که در اصل پایگاه نیروی دریایی در ساحل دریای آدریاتیک بوداز سال 402میلادی به بعد پایتخت امپراتوران روم غربی،و پس از آن در پایان همان قرن مقر فرمانروایی ئتئدئریک پادشاه استرو گوتها شد،که همه چیز را به سبک و سیاق هنری کنستانتیوپل می پسندید،وبه همین علت در زمان ژوستی نیانوس شهر رونا به صورت پایگاه عمده ای برای کسترش و نفوذ سلطه بیزانس برایتالیا درآمد. مهمترین بناها با پلان ترکیبی محوری و مرکزی :بناهای مذهبی که می توان آنها را جزو این گروه قرار داد عموما ویژگی های نخستین خود را از دست داده اند.این طرح نشان بر وجودکارآیی دو محور اصلی عمودبریکدیگر(یکی طولی و تعیین کننده و دیگری عرضی و فرعی)نیست،این گروهترکیبی از دو پلانمحوری و مرکزی است.یکی از بناهای شاخص ان کلیسای "ایا صوفیه"شهر استانبول اتکه در حقیقت یکی از شاهکارهای معماری بیزانس است.





معماری گوتیک
معماری گوتیک، یکی از سبک‌ها و دوره‌های تاریخی معماری است. این سبک، سبکی مذهبی بوده که همواره، در خدمت کلیسا بوده است.

آغاز پیدایش هیچیک از شیوه‌های معماری را به دقت شیوهٔ گوتیک، نمی‌توان تعیین کرد. هنر معماری گوتیک در میان سالهای ۱۱۳۷ و ۱۱۴۴ (میلادی) در جریان بازسازی کلیسای سنت دنیس فرانسه پا به عرصه وجود گذاشت و تا اواسط قرن شانزدهم میلادی در اروپا معمول بود. هنر گوتیک در میان دو دوره رمانسک و رنسانس واقع شده است و تا قبل از دوره مدرن گوتیک به عنوان یک صفت منفی به کار می‌رفت فیلاریته از آن به عنوان هنر فلاکت زده یاد می‌کند. سبک معماری جورجیا الهام گرفته از این سبک در سال‌های ۱۷۲۰ تا ۱۸۴۰ در کشورهای انگلیسی زبان شهرت یافت.

دورهٔ گوتیک در فرهنگ جهان دوران استیلای مذهب، و بالاخص کلیسا، بر جوامع بوده. نوع ارتباطات در آن دوران به صورت عمودی تعریف می شده است. بدین معنا که تمام ابعاد و جنبه‌های زندگی در جهت خداوند و برای خداوند تعریف می شده. این الگو در معماری آن دوران خود را به صورت فلش‌های رو به بالا (به سمت خداوند) نشان داده است. دورهٔ گوتیک با ظهور اومانیسم پایان یافت. البته عده‌ای دوره رنسانس را دشمن گوتیک می دانند .

یکی از ویژگیهای معماری گوتیک، قوس نوک تیز است. طاق از این نوع قبل از اینکه آنها در معماری قرون وسطی به کار گرفته شوند، در شرق نزدیک در پیش از اسلام و نیز معماری اسلامی استفاده می‌شد. و در نتیجه تصور این است که معماری شرق نزدیک و خاورمیانه الهام بخش برای استفاده از آنها در فرانسه، به عنوان مثال در کلیسای جامع Autun است، در غیر این صورت به سبک رومی هست.

با این حال، بر خلاف نظریه اشاعه، به نظر می‌رسد که به طور همزمان تکامل ساختاری در قوس نوک تیز وجود داشت، که به منظور خرک زدن فاصله‌های طرح نامنظم، و یا رساندن ارتفاع خرکهای عرضی به خرکهای مورب بود. این دومی در کلیسای جامع دورهام در راهروی شبستان در ۱۰۹۳ اتفاق می‌افتد. قوس‌های نوک تیز به طور گسترده در تزئین گذرگاه طاقدار کور رومی نیز رخ می‌دهد، که در آن قوس‌های نیم دایره با یک الگوی تزئینی ساده همدیگر را می‌پوشانند، و نوکهای تیز به صورت تصادفی در طراحی پیش می‌آیند.





معماری رنسانس
معماری رنسانس به معماری اروپا در سده‌های ۱۵ و ۱۶ میلادی (دورهٔ رنسانس) اطلاق می‌شود که از مشخصه‌های آن، نوزایی عناصر فرهنگی روم و یونان باستان بود.

رنسانس (به انگلیسی: Renaissance) یا نوزایی، جنبش فرهنگی مهمی بود که آغازگر دورانی از انقلاب علمی و اصلاحات مذهبی و پیشرفت هنری در اروپا شد. عصر نوزایش، دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید است. در میان موافقان با آن در دوره رنسانس، به معنای بازگشت به سوی سنت‌های کلاسیک هنر روم و یونان بود. در واقع، مخالفان سبک گوتیک معتقد بودند که می‌خواهند بار دیگر به سوی مولفه‌های هنری روم و یونان بازگردند و آن عناصر را احیا کنند. اولین بار، واژه لفظ رنسانس را فرانسویها در قرن ۱۶ میلادی، به کاربردند. معمولاً شروع دوره نوزایش را در سده چهاردهم در شمال ایتالیا می‌دانند. خاستگاه رنسانس شهر فلورانس است. این جنبش در سده پانزدهم میلادی، شمال اروپا را نیز فراگرفت. رنسانس، یک تحول ۳۰۰ ساله‌است که در سال‌های ۱۳۰۰ از فلورانس ایتالیا شروع شد و در عرض سه قرن در سراسر اروپا انتشار و در انگلستان پایان یافت. دوره رنسانس دوره خردگرایی -ریاضیات -منطق -انسان مداری است در این دوره کلیسا و تفکرات مذهبی کنار می رود و یک جنبش دموکراتیک به وجود می آید و مثل روم و یونان باستان پیشرفت علمی مطرح می شود و تاثیر آن از قرون وسطی است چون مسلمانان مسیحیان را شکست داده علم آنها وارد اروپا شده و دانشمندانی از شرق به عرب می آیند و باعث شکوفایی علمی شده و رنسانس به وجود می آید. دوران رنسانس برای اروپاییان عصر جدیدی بود سرشار از کامیابی‌های عظیم. بسیاری از افراد با ژان فرنل موافق هستند. او در سال‌های اول سدهٔ ۱۵۰۰ چنین نوشت: « جهان چرخید. یکی از بزرگ ترین قاره‌های زمین کشف شد ... صنعت چاپ بذر دانش را کاشت. باروت در روش جنگ انقلابی پدید آورد. دست نوشته‌های باستانی احیا شد... این‌ها همگی گواه پیروزی عصر جدید (رنسانس) هستند. با رونق دریانوردی افرادی مثل ماژل آند راهی به فیلیپین و هندوستان پیدا می کنند و در اواخر دوره رنسانس کریستف کلن آمریکا را کشف می کند . در این دوره استعمار شروع می شود زیرا باروت را درست می کنند . گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع می کند و اروپاییان چاپ را از چینی ها یاد می گیرند.

در دوره رنسانس در مورد هنر -نقاشی و معماری یک اتفاق دیگر هم می افتد و آن اختراع پرسپکتیو است .یعنی اول در نقاشی و بعد در معماری یاد می گیرند که روی صفحه ۲ بعدی تصویر ۳ بعدی بکشند که عمق در آن دیده شود .اولین بار نقاشی به نام مارداچو در ایتالیا صحنه ای از محراب یک کلیسا را می کشد که در تصویر این محراب کاملاً عمق محراب مشخص است و بعد وجود دارد. در نتیجه معمارها هم از این نقاشی الهام می گیرند و اولین بار یک معمار رنسانسی به نام لئون باتیستا آلبرتی نمای یک کلیسا را که طراحی می کند به صورت ۳ بعدی نشان می دهد . اسم این کلیسا سن آندرئا بود و این خود باعث تحول بزرگی در معماری می شود.

با وجود این‌که در تاریخ هنر، آغاز رنسانس به اموری همچون سال فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ به وسیله سلطان محمد فاتح و تشکیل حکومت عثمانی به جای دولت بیزانس، یاپایان یافتن بیماری طاعون و اموری از این قبیل نسبت داده شده است؛ اما در نزدمورخان هنر این امر یقینی است که رنسانس هنری از ایتالیا آغاز شده، بدین ترتیب که هنرمندان ایتالیایی بر خلاف دیگر کشورهای اروپایی حاضر نشده بودند به سبک گوتیک درمعماری تن دهند و حتی این مفهوم را به صورت طعن و استهزا برای این سبک به کارمی‌بردند و علیه سبک گوتیک عصیان نموده و به سوی سبک جدید حرکت کردند.





ویژگی‌های دوره‌های زمانی رنسانس
از ویژگی‌های سبک معماری در عصر رنسانس آغازین، می‌توان به مولفه‌های ذیل اشاره نمود

احیای معماری روم و یونان و احیای معماری پانتئون و پارتنون. معماران از ساخت بنای کلیسا به سوی ساخت ساختمان‌ها شهری و غیر مذهبی یا کاخ‌ها و استفاده از نماسازی و رده‌گیری تزیینی در دیوارهای ساختمان‌ها و ساختن خانه‌های ییلاقی به پیروی از روم باستان تغییر موضع دادند. همچنین از دیگر حوزه‌های هنری که در عصر رنسانس آغازین، تحت تأثیر مدل‌های روم و یونان قرار گرفته است، مجسمه‌سازی است، به گونه‌ای که پیکرتراشی از جنبه تبلیغ دینی و ترویج مفاهیم دینی و کلیسایی خارج شد و از شخصیت‌های دینی، اسطوره‌زدایی نمود و در این دوره به جهت این‌که هنر بیش از آن‌که در خدمت کلیسا و چهره‌نمایی قدیسان باشد؛ برای اسطوره‌زدایی و تقدس‌زدایی از چهره‌های قدیسان است؛ از این رو، مجمسه‌های این دوران از هاله قدسی و چهره الهی برخوردار نیستند و برعکس مجسمه‌سازان می‌کوشند تا چهره‌های قدیسان را واقع‌نمایانه، زمینی و دنیوی نمایش دهند. به همین جهت دوناتلو وقتی مجسمه حبقوق نبی را می‌سازد، آن قدر آن را بد منظر، بشری و دنیوی ساخته که این مجسمه به مجسمه پیغمبر کله کدو شهرت یافته است.





ویژگی‌های هنری رنسانس پیشرفته

محوریت چهره‌های مذهبی، قدیسان و انبیا در مجسمه‌ها و نقاشی‌ها، نگاه آرمان‌گرایانه و الهی به تصاویر به جای واقعیت‌گرایی محض، اختراع دستگاه چاپ و ایجاد تحول در صنعت چاپ، کند و کاری بر روی چوب و فلز، ساخته شدن مجسمه‌ها به صورت تنومند و در قطعات بزرگ، جایگزینی موضوعات و سوژه‌های مذهبی و دینی به جای موضوعات عادی و طبیعی و بازگشت واقعی به هنر کلاسیک یونان و روم به همراه گرایش انسان‌گرایانه و اومانیستی.

هنر مند رنسانس ساحری است که طبیعت مادی را می شناسد و به آن عملمی کند در واقع در دوره رنسانس تطبیق معماری با انسان و طبیعت، به اتکا یا بهوسیله دانش ریاضی و تعبیر هایش دوباره مطرح می شود و تمام خصیصه های که یک مبحثزنده را به تدریج دارا شد تا جایی که تناسبات و اندازه ها فضای معماری تابع یکهارمونی کیهانی شدند.





آثار برجسته

گنبد کلیسای فلورنس (سانتا ماریا دلفوره)
تپه کاپیتول (کاپیتولینه)
کلیسای سن پیتر
بیمارستان کودکان سرراهی (۱۴۲۴-۱۴۱۹ م)
دهلیز کتابخانه لورنس
تمپیه تو (۱۵۰۲-۱۵۰۳م)
کلیسای سانتا ماریا دله کارچری (۱۴۵۸)
ویلای روتوندا
کلیسای سانتواسپیریتو
کاخ شامپور (۱۵۱۹ م)
معبد مالاتستایی (سان فرانچسکو)





معماری باروک
معماری باروک از ایتالیا شروع شد و قسمت اعظم اروپا را هم به زیر پوشش خود درآورد. تقریبا از اوایل قرن ۱۷ تا اواسط قرن ۱۸ در بیشتر کشورهای لاتین گسترش یافت. از نظر منتقدین قرن نوزدهم معماری باروک عبارت است از معماری کلاسیک منحط بی‌ساختار و دارای تزئینات نمایشی زیاد و عجیب و غریب است.





سبک باروک

باروک در معنی اصلی خود عبارتست از نامنظم، مروارید ناصاف و پرپیچ و تاب و یا غیر عادی باروک نوعی هنر است که در آن قواعد تناسب رعایت نمی‌شود و همه چیز بنا به حواس هنرمند نمایانده می‌شود. این سبک هنری دارای روحی از حرکت و جنبش است که نقطه مقابل سکون کلاسیک است. هنرمندان در باروک بر خلاف دوران کلاسیک با احساس خود حرکت می‌کنند و احساس را مقدم بر عقل می‌دانستند.





ماهیت معماری باروک

در معماری باروک ماهیت اصلی آفریده‌ها عبارتند از:

ایجاد هماهنگی و هنجار درمیان عناصر و مضامینی گوناگون و درهم آمیخته نشان متمایز باروک نحوه فکری و احساسی آن است. آنچه که سیمای باروک را مشخص می‌کند، بسط نوعی جهان بینی مخصوص است که در معماری خود را در قدرتی نو نشان می‌هد. قدرتی که فضاهای مختلف را با هم می‌آمی‌زد و وحدتی شگفت‌انگیز از ترکیب اجزایی متفاوت بوجود می‌آورد. لازم به ذکر است این نوع نگرش در تمامی رشته‌ها تا از هم گسیختگی ناشی از عصر صنعت باقی ماند.
طراحی فراخ و در مقیاس بزرگ در فضایی شکوهمند و ابهت انگیز
تعبیه فضای کلی در مرکز و منظم کردن سایر فضاها به سمت آن
به خدمت گرفتن عناصر اصلی پیکرتراشی و نقاشی و سایر هنرهای تزئینی برای ایجاد اثری کامل
1:53 am
باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز

باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز، که بیشتر با نام تراکتورسازی یا به صورت مخفف تراکتور و در بین طرفداران ترک خود به عنوان تیراختور شناخته می‌شود، یکی از پرهوادارترین باشگاه‌های فوتبال در ایران و آسیاست. این باشگاه فوتبال علاوه بر ایران در کشورهایی همچون جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هوادارانی دارد. این تیم در سال ۱۳۴۹ شمسی با حمایت کارخانه تراکتورسازی در شهر تبریز بنیان‌گذاری شد و هم اکنون تحت مسئولیت سپاه عاشورا است. سپاه عاشورا نقش مهمی در حل مسائل مالی باشگاه تراکتورسازی دارد و این تیم از امکانات ورزشی این ارگان استفاده میکند. همچنین ۳۰٪ سهام باشگاه متعلق به «مؤسسه مالی و اعتباری کوثر» می‌باشد. علاوه بر این «مؤسسه مهر ایرانیان» وابسته به سپاه پاسداران و شرکت سایپا از دیگر سهامداران و متولیان این باشگاه محسوب می‌شوند. به همین دلیل تیم تراکتورسازی در رده تیم‌های نظامی لیگ قرار گرفته و قادر به گرفتن بازیکن سرباز شده است. و بازیکنان مشمولی که بخواهند خدمت سربازی خود را در ارگان سپاه بگذراند می توانند به این باشگاه نقل مکان کنند.





تراکتورسازی تبریز تا فصل ۸۱-۱۳۸۰ در سطح اول فوتبال ایران بازی می‌کرد؛ اما در پایان آن فصل به دسته پایین‌تر سقوط کرد و پس از ۸ سال تلاش ناموفق برای صعود، سرانجام در سال ۱۳۸۸ دوباره به لیگ برتر فوتبال ایران راه یافت.

این تیم پس از صعود به لیگ برتر، روند رو به رشدی داشته و در پایان فصل‌های ۸۹-۱۳۸۸، ۹۰-۱۳۸۹، ۹۱-۱۳۹۰ و ۹۲-۱۳۹۱ به ترتیب در جایگاه ۷اُم، ۵اُم، ۲وم و ۲وم ایستاد. تراکتورسازان تبریز موفق شدند با نائب قهرمانی در یازدهمین دوره رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران در سال ۱۳۹۱، جواز حضور در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا را برای نخستین بار کسب کنند.

طبق آخرین رده‌بندی برترین تیم‌های باشگاهی جهان در ۲۰۱۳ میلادی که توسط پایگاه «فوتبال دیتابیس» صورت گرفته، تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز با کسب ۱۴۸۰٫۹۵ امتیاز در رده ۳اُم ایران ، ۱۹ اُم آسیا و ۳۰۵ اُم جهان قرار دارد. این رده‌بندی توسط فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبالاعلام شده است .

باشگاه تراکتورسازی تبریز، علاوه بر فوتبال، در رشته‌های ورزشی فوتسال، سپک تاکرا و بسکتبال با ویلچر نیز فعالیت می‌کند.


تاریخچه

پیش از انقلاب
تراکتورسازی در سال ۱۳۵۴ به جام تخت جمشید صعود کرد. آنان در جام تخت جمشید ۱۳۵۴ شرکت کردند و در میان ۱۶ تیم، در جایگاه شانزدهم ایستاده، به دستهٔ پایین‌تر سقوط کردند. پس از یک سال دوری از سطح اول لیگ فوتبال ایران، آنان در جام تخت جمشید ۱۳۵۶ شرکت کرده و جایگاه پنجم را کسب کردند. در این دوران، سرمربی تراکتورسازی حسین فکری بود و بازیکنانی چون پرویز مظلومی، عباس کارگر و ابراهیم کیان‌طهماسبی در این تیم بازی می‌کردند. تراکتورسازی در جام تخت جمشید ۱۳۵۷ هم حاضر بود و تا پیش از تعطیلی مسابقات به دلیل وقوع انقلاب ۱۳۵۷، در جایگاه نهم جدول بودند. این باشگاه در جام حذفی ۱۳۵۶ -که اولین دوره جام حذفی بود- نیز به فینال راه یافت؛ اما در بازی پایانی، نتیجه را به ملوان بندرانزلی باخته و نایب‌قهرمان شد. در این سال‌ها ماشین‌سازی نیز به عنوان تیمی از شهر تبریز و قدرتی موازی با تراکتورسازی در فوتبال ایران حاضر بود.



دهه ۱۳۶۰
در دهه ۱۳۶۰ به دلیل وقوع جنگ ایران و عراق، لیگ فوتبال ایران تعطیل بود و تنها جام‌های استانی برگزار می‌شد و تراکتورسازی در لیگ فوتبال تبریز بازی می‌کرد. در سال ۱۳۶۵، منتخب تبریز متشکل از بازیکنان تراکتورسازی و ماشین‌سازی به فینال لیگ استانی قدس راه یافت، ولی از تیم استان اصفهان شکست خورد و دوم شد. در این دهه بازیکنانی مانند احد شیخ لاری، حسین قوی‌فکر، غلامرضا باغ‌آبادی و امیر داداش‌ضیایی بازیکنان برجسته تراکتورسازی بودند که در تیم ملی فوتبال ایران نیز بازی کردند. در سالیان پایانی این دهه، واسیلی گوجا مربی اهل رومانی به تراکتورسازی آمد.



دهه ۱۳۷۰ و آغاز دهه ۱۳۸۰

واسیلی گوجا، تیم‌های پایه تراکتورسازی را زیر نظر گرفت و به کارهای بنیانی پرداخت. تراکتورسازی متحول شد و دوران موفقی را گذراند. آنان در لیگ آزادگان ۱۳۷۱ در گروه یک بالاتر از استقلال و کشاورز اول شدند، اما در پلی‌آف با باخت به پاس تهران، به مقام سوم رسیدند. در این تیم که بهترین نتیجه تاریخ تراکتورسازی در لیگ را به دست‌آورد؛ احد شیخ لاری بعنوان کاپیتان تیم،کریم باقری، سیروس دین‌محمدی وحسین خطیبی حضور داشتند. اسماعیل حلالی و علی باغمیشه نیز از آن تیم به تیم ملی فوتبال ایران راه یافتند. تراکتورسازی در سال ۱۳۷۳ با باخت به بهمن در جام حذفی، برای بار دوم در این جام دوم شد. با رفتن بازیکنان کلیدی از تیم، دوران افت باشگاه آغاز شد. محمدحسین ضیایی، جای گوجا را گرفت و بازیکن–مربی تیم شد. باشگاه در لیگ آزادگان ۱۳۷۹، آخر می‌شود ولی با این وجود سال بعد به حکم فدراسیون فوتبال ایران در لیگ حرفه‌ای تازه‌تاسیس شرکت می‎کند. آنان در لیگ برتر فوتبال ایران ‎۸۰-۸۱ با مربیگری رضا وطنخواه و محمود یاوری باز هم در لیگ آخر شدند و این بار به دسته پایین‌تر سقوط کردند.


دوران دسته اول: ۱۳۸۱-۱۳۸۸

تراکتورسازی هفت فصل را در لیگ دسته اول فوتبال ایران سپری کرد، و نتوانست به جام خلیج فارس صعود کند. تراکتورسازی در این هفت سال تنها یک بار پلی‌آف رسید، و با باخت به شیرین‌فراز کرمانشاه فرصت صعود را از دست داد. در این سالیان ارنست میدندروپ ، فرشاد پیوس، احد شیخ لاری از مربیان باشگاه بودند. سرانجام تراکتورسازی در فصل ۸۸-۸۷ و با مربی گری فراز کمالوند به لیگ برتر صعود کرد.



هواداران

تراکتورسازی پرتماشاگرترین تیم لیگ برتر در فصل‌های ۸۸-۱۳۸۷ و ۹۰-۱۳۸۹ و ۹۱-۱۳۹۰ است. به گفتهٔ مدیر باشگاه تراکتورسازی این تیم در سال ۱۳۸۹ حدود ۴۸۲ هزار هوادار رسمی داشته که چندین برابر هوادران ثبت‌شدهٔ رئال مادرید، یکی از باشگاه‌های پرطرفدار دنیا، است. این باشگاه پیشتر تعداد تماشاگر ثابتی در ورزشگاه و هوادارانی در داخل تبریز داشت؛ اما اکنون هواداری از این تیم به سراسر آذربایجان و برخی شهرهای دیگر ایران رسوخ کرده‎است به گونه‌ای که در چندین بازی در چارچوب لیگ برتر استادیوم‌های استانهای البرز، قزوین، قم و گیلان نیز در برخی بازی‌ها پذیرای هواداران پرتعداد تراکتورسازی بوده‌اند، مشخصا هواداران تراکتوری پس از راهیابی به لیگ برتر در سال ۸۸ حضور پرشماری در استادیوم آزادی تهران و در برابر سرخابی‌های این شهر داشته‌اند.

«پرشورها» لقبی است که پس از انتخاب هواداران تراکتورسازی به عنوان «پرشورترین هواداران ایران» در برنامه نود به آن‌ها داده شد و اینک در بیشتر شهرها و محافل ورزشی کشور با این لقب خوانده می‌شوند. برخی، شیوهٔ تشویق هواداران این باشگاه را با هواداران فوتبال در شرق آسیا مقایسه می‌کنند.

تونی، سرمربی پرتغالی پیشین این تیم که سابقه بازی و مربی‌گری در بنفیکا را دارد، در مورد هواداران این باشگاه گفته‌است: «در ۳۴ سال بازی و مربی‌گری در تیم‌های مختلف چنین استقبالی را از یک تیم ندیده بودم. تماشاگران تبریزی در هر بازی و یا سر تمرین طوری در ورزشگاه حضور می‌یابند که انگار آن روز را برای تیم جشن گرفته‌اند. من در بنفیکا هم چنین هواداران پرشوری ندیده بودم.»

«لوئیس میا»، سرمربی اسپانیایی تیم الجزیره امارات نیز که سابقه بازی در باشگاه‌های رئال مادرید و بارسلونا را دارد، در نشست خبری پس از بازی رفت با تراکتورسازی در لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۱۳، در مورد هواداران تراکتورسازی چنین گفته‌است: «شگفت‌زده شدم. چنین انتظاری نداشتم. هواداران یار دوازدهم تراکتورسازی بودند. در اسپانیا هم تماشاگران زیادی می‌آیند؛ اما اینقدر سر و صدا نمی‌کنند و هیجان ندارند. به خاطر تماشاگران با تعصب به تیم تراکتورسازی تبریک می‌گویم.»

مسئولان باشگاه تراکتورسازی، شماره پیراهن ۱۲ را به هواداران تراکتورسازی واگذار کرده‌اند.



تراکتورسازی و مسائل قومیتی

با اینکه تراکتورسازی تنها یک باشگاه ورزشی است، اما امروزه برای هوادران این تیم در ایران جذابیتی فراتر از این دارد و به پدیده‎ای اجتماعی و ناسیونالیستی بدل شده‎است؛ درصد بالایی از طرفداران، چندان به بازی فوتبال و نتایج‌اش کار ندارند و به دنبال یک تجمع بی‌خطر هستند تا وجود خود را ابراز کنند، بگونه‌ای که برخی از هواداران تراکتورسازی رابطه خود و آذربایجان را با باشگاه فوتبال بارسلونا و کاتالونیا مقایسه می‌کنند؛ عده‌ای این مقایسه را منتسب به گروهای تجزیه طلب و پان ترک می‌داند. حمیدرضا صدر در این باره می‌گوید: «اتفاق خوبی که شاهد آن هستیم، شور و هیجانی است که طرفداران تیم تراکتور سازی تبریز نسبت به تیم شهر خودشان نشان می‌دهند. این وسط فقط فوتبال نیست که این میزان از علاقه را برانگیخته‌است. مسائل قومی و زبانی باعث به وجود آمدن نوعی دوستی بین هواداران و باشگاه تراکتورسازی شده که به زعم من رخداد خوشایندی برای فوتبال ایران است.»

علاوه بر این، بازی‎های این تیم به طور ضمنی صحنه استفاده برخی از گروههای قوم گرا و پان‌ترک شده است.این حرکات عمدتاً شامل سردادن شعارها و بردن پارچه نوشته‎هایی قوم گرایانه بوده و در مواقعی هم مضامینی در حمایت از کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان داشته است، این رویکردها در مواردی از طرف محافل ورزشی، سیاسی و بخشی از خود مردم آذربایجان مورد انتقاد قرار گرفته اند، این موضوع نمودهای سیاسی هم داشته‎ و در میان مسئولان سیاسی حکومت ایران حساسیت ایجاد کرده‎است. حتی شماری از هواداران تراکتورسازی در مقاطعی، شعار «خلیج عربی» سر داده‌اند. واکنش‌های حکومت به اینگونه مسائل در میان هواداران تراکتورسازی، به دستگیری،درگیری میان ماموران امنیتی و شعاردهندگان، جمع برخی پارچه‎نوشته‎ها از ورشگاه و برخی پوسترهای تراکتورسازی از چاپخانه‌ها انجامیده‎است.



زنان هوادار تراکتورسازی

در دیدار دو تیم تراکتورسازی و پرسپولیس، از دور برگشت رقابتهای لیگ نهم، تعدادی از بانوان تبریزی، با حضور در استادیوم، خواهان ورود به ورزشگاه جهت تماشای بازی شدند. این هواداران، با مشاهده جلوگیری نیروهای امنیتی از ورود آنها به ورزشگاه، با رفتن به تپه‌های مشرف به زمین چمن، به تماشای بازی پرداختند.




تراکتورسازی و دریاچه ارومیه

هواداران این تیم همچنین در طی چند بازی شعارهایی درباره خشک شدن دریاچه ارومیه سر داده و عده‌ای از آنان با پرچمهای این تیم در ساحل دریاچه حاضر شده‌اند.




نمادها و شعارها

تراکتورسازی در بین هوادارانش به «تراختور یا تیراختور» معروف است.«گرگ‌های سرخ» از دیگر القاب این باشگاه است.«داغلاری سؤکر تیراختور» (به فارسی: با معنی تحت الفظی تراکتور کوهها را می شکافد) یکی از محبوب‌ترین شعارهای دهه ۷۰ در میان هوادارن تراکتورسازی بود.در دوره جدید حضور تیم، شعارهایی مانند «یاشاسین آذربایجان» (به فارسی: زنده‌باد آذربایجان) و «آذربایجان دیاریمیز، تیراختور افتخاریمیز» (به فارسی: آذربایجان سرزمین ما، تراکتورافتخار ما) استفاده می‌شوند. هواداران این تیم گاهی در زمان گل خوردن شعار «عيبی يوخ، عيبی يوخ» (به فارسی: عیب نداره) سر می‌دهند.




ورزشگاه خانگی

تراکتورسازی، تا پیش از سال ۱۳۸۷، بیشتر بازی‌های خانگی خود را در ورزشگاه قدیمی تختی تبریز (معروف به باغشمال) برگزار می‌کرد. ورزشگاه باغشمال با گنجایش ۲۵،۰۰۰ نفر تا پیش از بهره‌برداری از ورزشگاه یادگار امام تبریز، به عنوان ورزشگاه اصلی فوتبال تبریز به حساب می‌آمد.

باشگاه تراکتورسازی، دارای یک ورزشگاه اختصاصی ۱۰،۰۰۰ نفری به نام ورزشگاه شهید باکری، واقع در کنار کارخانجات تراکتورسازی است. از جمله امکانات این ورزشگاه می‌توان به استخر، سونا، سالن بدن‌سازی، سالن سرپوشیده و چند زمین چمن اشاره کرد.

باشگاه تراکتورسازی، پیش از صعود به لیگ برتر، بازی‌های خانگی خود را در لیگ آزادگان ۸۸-۸۷ در این استادیوم برگزار می‌کرد؛ اما پس از صعود به لیگ برتر، بازی‌های خانگی خود را در ورزشگاه یادگار امام تبریز انجام می‌دهد.

هم اکنون باشگاه تراکتورسازی، بازی‌های خانگی رسمی خود را در ورزشگاه یادگار امام تبریز انجام می‌دهد. این استادیوم، دومین ورزشگاه بزرگ ایران بوده و دقیقا ۶۶٬۸۳۳ صندلی در آن نصب شده است.این ورزشگاه یکی از ۱۴ مکان ورزشی دهکده المپیک تبریز به‌شمار می‌رود.



بلیط فروشی

در تاریخ ورزش ایران، برای نخستین بار طرح استفاده از بلیط الکترونیکی برای تسهیل در خرید بلیط برای هواداران تراکتورسازی، به اجرا درآمد. [۵۸] با این وجود مشکلاتی در اجرای این طرح وجود داشته‌است. [۵۹] تراکتورسازی اولین باشگاه در سطح ایران است که توانسته بلیط فروشی را طبق استاندارد کنفدراسیون فوتبال آسیا بدست بگیرد، گفتنی است بلیط فروشی سایر باشگاه‌ها از طریق هیأت فوتبال استان‌ها انجام می‌گیرد.



پخش زنده

بازی‌های رسمی این باشگاه در لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا از شبکه استانی سهند، به طور زنده پخش می‌شود.امکان مشاهده اینترنتی بازی‌های این تیم از طریق وبگاه شبکه سهند نیز وجود دارد. برخی از بازی‌های حساس تراکتورسازی از شبکه‌های دیجیتال ورزش و شما نیز پخش زنده می‌شوند. افزون بر این بازی‌های مهم تراکتورسازی با باشگاه‌های استقلال، پرسپولیس و سپاهان به صورت زنده از شبکه سراسری سوم سیما، شبکه جهانی جام جم و شبکه جهانی سحر نیز پخش می‌گردد.



سرود رسمی

تاکنون آهنگ‌ها و مارش‌های زیادی مربوط به این تیم ساخته و خوانده شده‌است. اما این باشگاه با همکاری صدا و سیمای آذربایجان شرقی در روز ۲۱ خرداد ماه ۱۳۹۱ و طی جشنی که به مناسبت آسیایی شدن تراکتور برگزار شده بود از سرود رسمی این باشگاه که توسط اسفندیار قره باغی اجرا شد، رونمایی کرد.




هماوردان

بازی‌های تراکتورسازی در برابر تیمهای پرسپولیس و استقلال تهران پس از صعود مجدد به لیگ برتر در سال ۸۸ پرییننده و حساس بوده اند؛ هواداران تراکتوری حضوری پرشمار در استادیوم آزادی تهران و در برابر سرخابی‌ها و در مواردی بیش از هواداران تیم تهرانی داشته‌اند. حاصل کار این تیم در فصول نهم تا یازدهم لیگ برتر و در برابر استقلال، کسب سه تساوی و دو برد و یک باخت بوده‌است که دو برد متوالی در لیگهای دهم و یازدهم در استادیوم آزادی به دست آمده‌اند. در چارچوب یک بازی از هفته هجدهم لیگ دهم، تراکتورسازی موفق شد با گل کرار جاسم، پرسپولیس را پس از ۱۷ سال شکست دهد. خداداد افشاریان داور میدان، این رقابت را سخت ترین بازی عمرش دانست. کرار، ستاره آن فصل تراکتورسازی در این بازی به دلیل نواخنن سیلی به گوش محسن خانبان کمک داور بازی اخراج شد. اولین برد تراکتور در برابر پرسپولیس و در استادیوم آزادی، در هفته پانزدهم لیگ یازدهم به دست آمده‌است. تراکتورسازی با احتساب بازی برگشت لیگ دهم در هفته هجدهم، پنج برد متوالی شامل یک برد چهار بر یک در هفته سی و دوم در لیگ یازدهم برابر پرسپولیس به دست آورده است.



قهرمانی

لیگ برتر

اولین حضور تراکتورسازی در رقابت های لیگ برتر ایران در سال ۱۳۵۴ بود که بدترین نتیجه را کسب کرد و تیم آخر این رقابت‌ها شد. پس از آن تراکتورسازی در اغلب رقابت های لیگ برتر ایران حضور داشت و جزء یکی از تیم هایی است که در لیگ برتر بیشتر حضور دارد. تراکتورسازی از زمان تاسیس خود تلاش های فراوانی برای کسب جام های قهرمانی کردو این تیم بعد از ۲۳ در لیگ برتر سال ۱۳۷۲ بعد از رقابت تنگاتگ نتوانست نتیجه مطلوب را بدست آورد و به مقام سومی رضایت داد. و بعد آن سال تراکتورسازی چندان در لیگ برتر موفق نبود. بعد از ۴۲ سال از تاسیس این تیم تراکتورسازی برای کسب اولین قهرمانی در لیگ برتر تلاش های فراوانی کرد که با سرمربی گری امیر قلعه نوعی به خاطر بعضی از مشکلات نتوانست قهرمان لیگ برتر ۱۳۹۱ شود و به نائب قهرمانی رضایت داد.سال بعد تراکتورسازی با سرمربی گری تونی اولیویرا باز هم به خاطر بعضی از مشکلات نتوانست به جام قهرمانی در سال ۱۳۹۲ برسد و به نائب قهرمانی رضایت داد.


جام حذفی

تراکتورسازی در اولین دوره جام حذفی تراکتورسازی به فینال رسید، با این وجود ۴ بر ۱ مغلوب ملوان شد. بعد از ۱۸ سال و در سال ۱۳۷۳ تراکتورسازی توانست دوباره به فینال جام حذفی برسد. این تیم مقابل بهمن کرج قرار گرفت، فینال این رقابت به شکل رفت و برگشت انجام شد. در بازی رفت تراکتورسازی ۱ بر صفر بهمن رادر تبریز شکست داد ولی در بازی برگشت با نتیجه ۲ بر صفر مغلوب بهمن شد و از جام باز ماند. در بازی برگشت شبهاتی در مورد اشتباهت عجیب داوری، از جمله مردود اعلام شدن یک گل سالم تراکتورسازی وجود داشتند. سرانجام تراکتورسازی پس از گذشت ۱۹ سال از آخرین حضور خود در فینال جام حذفی در مقابل مس کرمان قرار گرفت و با نتیجه ۱ بر صفر با گل سعید دقیقی به برتری رسید و اولین قهرمانی مهم خود را رقم زد.
ساعت : 1:53 am | نویسنده : admin | تراکتور چت | مطلب قبلی
تراکتور چت | next page | next page